سید محمدحسین سید محمدحسین ، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 5 روز سن داره

هدیه ی مهربان ترین

نامه

خدای خوب و مهربونم!   یه سؤال! این هلوی نازی که به من دادی رو چه جوری درست کردی که اینقدر خوشمزه شده؟ با سپاس یه مامان شاکر
10 شهريور 1390

ماماما و بابابا!

سلام سلام ستاره! پسر گلم  داره حسابی دندون دار میشه. سومین دندونش هم تو راهه. وقتی مامانی میخوابونتش و دلشو بورررر میکنه و نی نی سرشو به عقب خم می کنه و می خنده، مامانی میتونه سفیدی دندون بالاییشو که داره از توی صورتی لثه اش می زنه بیرون، ببینه. فکر کنم به خاطر همینه که دوباره شبها هی بیدار میشه و خوب نمی خوابه. راستی! دیروز عید قشنگ فطر بود. من و بابایی و دو تا پسرا بعد از این که از خواب بیدار شدیم، یک ساعتی چهارتایی تو تخت کنار هم دراز کشیده بودیم و با هم بازی می کردیم. آقای محمدحسین هم یه عیدی خوب به مامان و بابا داد. جیگرم برمیگشت طرف باباش و میگفت: بابابا! بعد روشو میکرد به منو میگفت: ماماما! و ما هم حسابی کیف می کردیم. به قول ...
10 شهريور 1390

پسرم میشینه !

سلام شلیل مامان! یه اتفاق خوب! شما دیشب غذا خوردی. اون هم وقتی که خودت نشسته بودی. خیلی خوشحالم! خدا کنه پسر خوبی باشی و همین جوری ادامه بدی. تا الان حس می کردم با این که اوایل ذوق داشتی که بیای تو سفره ولی بعد از چشیدن غذا، فهمیدی که نه! هنوز آمادگی غذا خوردنو نداری. مامانی هم تقریبا  بی خیال شد تا یه مدت بگذره. البته هی نم نمک امتحان می کردم ببینم غذا میخوای یا نه ولی راه نمی دادی. حالا امیدوارم دیگه غذا بخوره پسر گلم تا مامان هم هی غذاهای خوشمزه براش درست کنه! نوش جونت عزییییز دلم! در مورد نشستن هم با این که ما دیر نشوندیمت،(مامان نمی خواست یه وقت خدای نکرده زود بنشینی و بعدا کمردرد بگیری) خوب آماده بودی و زود نشستی. البت...
7 شهريور 1390

متن لالایی عاشورایی

سلام دوستانِ جان! این هم متن لالایی. خیلی قشنگ و با احساسه. پسر من که خیلی باهاش ارتباط برقرار می کنه. انشاءالله نی نی های شما هم خوششون بیاد. مدینه بـود و غـوغا بود - اسیــر دیـو سـرما بـود -  محمـد سـر  زد از مـکه - که او خورشید دلها بود  * لالا خـورشـیـد مــن لالا - گـــل امــیــد مـــن لالا * خـدیجه همـسـر او بـود - زنی خندان وخوش خو بود - مــیـان شــادی و غـمـها - خدیجـه یارخوش روبود  * لالالا  شـــادیــــم  لالا -  غــمـم آبـــادیــم لالا *  خـدا یـک دختــر زیبـا - بـــه آنــهـا  داد لالالا - بــه اسـم فاطـمه زهـرا - امــیـد مــادر و بــابـــا * لالالا  کـــودکـــ...
21 مرداد 1390

پیش به جلو

قندو عسلم! امروز تونستی باروروک یه کوچولو جلو بری. کم کم داره خوشت میاد ازش. بابایی هم این چند روزه همت کرده که عضلاتت رو تقویت کنه و هی دمر میذارتت و باهات بازی می کنه تا دست و بازو و گردنت حسابی محکم بشه جونم!               راستی! بابایی یه کشف هم کرده و اون اینه که پستونک قبلی شما با پستونک های جدیدت خیلی فرق داره و احتمالا شما به این دلیل دیگه پستونک نمی گیری. ...
21 مرداد 1390